تبليغاتX
پیشبر

      نوعی داروی سنتی گیاهی چین برای دیابت نوع ۲ و لاغری مفید است. در ادبیات چین گفته شده، بربرین، كه در ریشه و ساقه بعضی از گیاهان وجود دارد می تواند قند خون بیماران دیابتی را كاهش دهد.به گزارش بی.بی.سی، حالا دانشمندان با آزمایش روی موش و جوندگان دیگر بدرستی این نظر پی برده اند.
بربرین وزن بدن حیوانات تحت آزمایش را نیز كم كرد یعنی برای درمان چاقی نیز می توان از آن استفاده كرد.
بربرین در زرشك وجود دارد كه مصرف آن در فرهنگ های مختلف از جمله برای درمان اسهال تجویز شده است.
خوردن آن باعث كاهش میزان قند خون، كم شدن چربی های موجود در جریان خون و كاركرد بهتر انسولین در بدن می شود و وزن بدن را نیز كم می كند.
بربرین كمك می كند انسولین قند خون را كنترل كند اما به پاك كردن جریان خون از وجود چربی هم كمك می كند و ما تصور می كنیم كه همین امر باعث می شود تا در كاهش وزن بدن هم موثر باشد .

به نقل از : پایگاه اینترنتی پرشین وی

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 17:20 |

تاریخ عکس : ۱۰/۱۳۶۵

محل : موقعیت شهید برونسی اهواز

گردان سیف ا... - گروهان یک - دسته ۲

شهیدان کربلای ۵ : بالا از چپ : شهید مهدی میری - شهید ایوب پری - شهید عباسی

                          نشسته : شهید دهبان

 

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 13:37 |
اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم. سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود. صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود، نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پوشيدن كفش آديداس يك رويا بود. همه اينها بود،
بمب هم بود و موشك و شهيد و ... اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد! يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود. همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود. امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند وهرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا... و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم. مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود! اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است. ورشكسته شدن انتشارت، بي سوادي دانش آموز ها و دانشجوهامان، بي سوادي استادها، عقب افتادگي در علم و فرهنگ و هنر، تعطيلي مراكز ادبي فرهنگي و هنري و ... برايمان مهم نيست ولي از گران شدن ادكلن مورد علاقم مان سخت نگرانيم! ... مي شود كتابها نوشت... خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم. هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش! قحطي امروز قحطي انسانيت است قحطي همدلي قحطي عشق !

برگرفته شده از سایت جامعه امروز تبا تشکر از آقای داود سیاری  | 

 

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:48 |

انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای

ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»

درگذشت خانم مردانی(همسر آقای اسماعیلی) و فرزندشان   را

به  خانواده های مردانی ُ اسماعیلی و فامیل وابسته  

 تسلیت عرض نموده و برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ،

برای  بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانیم .

 

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 و ساعت 16:28 |
سلام

 هر سال در ایام محرم شاهد نزدیک شدن بیشتر دلهای مردم  به خدا  ِ ائمه و بخصوص به هم هستیم . شاهد نذرها ِ روضه ها و گریه های خالصانه هستیم و این اخلاص و نزدیکی بیشتر مردم به هم  ِ کم شدن مشکلات و نارسائی های اجتماعی و ... از برکت این ماه عزیز است .می بینیم که همه و بخصوص جوانان با چه اخلاصی برسر و سینه میزنند و هر کاری از دستشان بر می آید برای این مراسم معنوی انجام میدهند . این دوستی بدلیل ارتباطات معنوی است که در ضمیر ما وجود دارد و از خصوصیات خاص انسانی است .    

امسال مراسم قرائت زیارت عاشورا  ِ روضه خوانی و سینه زنی ایام محرم درهفت روز اول ماه محرم به ترتیب در منازل دوستداران اهل بیت آقایان :محمد تقی پور  ِ حسن تقی پور  ِ هادی اسماعیلی ِ حسن علی نژاد ِ صادق عسکری ِ رضا عسکری و محمد علی احمدی برگزار شد . از موارد خاص مراسم امسال استفاده از روضه های برادر عزیزمان محمد خالدی بود که همه همشهریان فیض بردند اجر ایشان با خداوند . همچنین از برادر عزیزمان آقای اعتمادی که همیشه حداکثر تلاش خود را برای بهتر برگزار شدن این مراسم انجام میدهند و دیگر اعضای دائمی هیئت و بخصوص اعضا هیئت امنا تشکر میکنیم اجرشان با خداوند و ائمه اطهار . 

 این هم تعدادی عکس از مراسم :

مراسم نوحه خوانی و سینه زنی با حضور هیئت پردان - منزل حسن علی نژاد

مراسم سینه زنی منزل هادی اسماعیلی

 

مراسم روز عاشورا در مشهد ؛ منتهی به حرم مطهر

 

مراسم شام غریبان در  کوچه های مشهد

 

مراسم سینه زنی در یک از هیئت های مشهد

 

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 و ساعت 18:54 |
 

  

      

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 و ساعت 17:10 |
 

 

زیبایی و شکوه برگزاری نماز عید در پیشبر

تصاویر از وبلاگ پیشبری ها 

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 و ساعت 15:35 |
سلام خدمت دوستان محترم

                در هفته های گذشته شاهد افت شدید آب قناتهای پیشبر بخصوص قنات اصلی شایک بودیم که موجب شد شدیدا مشکلاتی برای مردم ایجاد شود و کشاورزان به شدت نگران وضعیت باقیمانده درختان باغهای خود ( که در سالهای گذشته با خون دل خوردن و تمهیدات و هزینه های شخصی تاکنون خشک نشده اند) بودند . بسیاری از افراد هم برای جلوگیری از خشک شدن درختان (سوای از اینکه به فکر محصول امسال باشند و فقط جلوگیری از خشک شدن درختان ) علاوه بر حذف تعدادی از باغها و دو یا چند رهنه کردن آبیاری آنها بخصوص باغات زرشک ) در هر نوبت آباری با پرداخت ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان از پول خود برای خرید یک تانکر آب برای جلوگیری از خشک شدن باغات اقدام نمودند و علاوه بر این مشاجراتی نیز جهت جلوگیری از مصرف آب بالا دست قناتها (آب لوله کشی شده از بیشه های شایک و جارو ) برای آب شرب وجود داشت . به هر حال هدف از نوشتن این چند سطر تذکر این نکته بود که با آنکه کشاورزان تنها آسیب دیدگان خشکسالی هستند متاسفانه معلوم نیست اعتبارات میلیاردی خشکسالی که همه ساله بنام این قشر محروم از طرف دولت اختصاص داده می شود به کجا می رود ؟ آیا این اعتبارات فقط صرف پرداخت حقوق دستگاه عریض و طویل دولتی به اصطلاح متولی امر ( که معلوم نیست چند اداره و چندین هزار کارمند هستند ) میشود یا در پیچ و خم بوروگراسی اداری (که ۳۰ سال است میخواهند کمش کنند ولی هر سال دریغ از پارسال ) گم می شود؟ آیا امکانش نیست که حدا قل برای جلو گیری از خشک شدن درختان مردم مبلغ ناچیزی از آن اعتبارات کلان حداقل برای آوردن آب با تانکر به روستائیان اختصاص یابد ؟

دوستان محترمی که در ادرات کار میکنید یا دستی در روزنامه ها و ... دارید لطفا این مطلب را حداقل بصورت شفاهی پیگیری کنید من هم سعی میکنم این مطلب را به سایت نماینده محترم ارسال کنم و همچنین به سایت ادارات کشاورزی تا اگر کاری نمی کنند کمی وجدان درد بگیرند و پولی که بنام خدمت به کشاورز از دولت میگیرند از گلویشان فرو نرود یا حداقل کمی گلویشان را زخمی کند....

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من       لاجرم آنچه به جایی نرسد فریاد است .

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 و ساعت 12:28 |
 انسانها بر اساس جذب منافع مادي و معنوي فعاليتهاي مختلفي را انجام مي دهند .

و اگر يك عملي داراي فوائد مادي و معنوي باشه عقل و عقلا آن كار را مي پسندند .
و گاهي اوقات اون رو به صورت يك قانون كلي در قوانين خودشان مي گنجونند .

خداوند كه عقل كل است به منافع اعمال ، بهتر از همه واقفه ؛برا همين اون عمل رو در قالب قوانين ديني به مردم ابلاغ مي كنه ؛تا همه مردم با عمل به اون از اثرات مثبت آن بهره ببرند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 و ساعت 17:4 |

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 و ساعت 17:2 |
خدمت دوستان عزیز سلام عرض می کنم . برای یکی از دوستان سوال پیش آمده که چرا در این سایت بیشتر به مطالب مذهبی پرداخته شده و کمتر در مورد پیشبر صحبت میشود که لازم است توضیحاتی داده شود :

۱- این وبلاگ اولین وبلاگی بود که در سال ۸۴ بنام پیشبر ایجاد شدو هدف اصلی این بود که در حالیکه هنوز بسیاری از روستاههای بزرگتر و حتی شهرهای کوچک نامی در اینترنت نداشتند نام پیشبر در دنیا در اینترنت قابل سرچ باشد که خوشبختانه این حرکت موجب ایجاد وبلاگهای متعدد دیگر با رویکرد های مختلف شد .

۲- با توجه به نام وبلاگ که بنام یک هیئت مذهبی است بدیهی است که باید مطالب درج شده نیز بیشتر مذهبی بوده و امکان درج هر گونه مطلبی کمتر می باشد ضمن اینکه این هیئت در مشهد فعال است و از اخبار و اطلاعات داخل پیشبر کمتر خبر دارد ولی وجود وبلاگهای متعدد در زمینه های مختلف در مورد پیشبر و قرار دادن لینک آنها در این وبلاگ امکان  دسترسی آسان به هر گونه مطلب در مورد پیشبر را  فراهم میکند و  وجود وبلاگی با رویکرد درج مطالب مذهبی نیز ضروری می باشد .

در آخر ضمن تشکر از همشهریان گرامی که اگر انتقادی هم دارند مطمئنا جهت بالابردن کیفیت ارائه خدمات است به اطلاع می رسانیم در صورت تمایل به درج مطالب مرتبط با روح این وبلاگ با هیئت امنای هیئت متوسلین به ۱۴ معصوم پیشبریهای مقیم مشهد تماس گرفته و تمایل به همکاری را اعلام نمایند تا با در اختیار قراردادن رمز گروهی وبلاگ به آنها امکان درج مطالب توسط آنها فراهم گردد.       با تشکر

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 و ساعت 9:35 |
با سلام

           هفته گذشته توفیقی دست داد تا به پیشبر بروم و چند روزی در آنجا باشم . واقعا از دیدن درختان پر میوه (ماشاالله) و ازجمله زرد آلوهایی که بیشتر درختان را حتی در داخل کوچه ها طوری پر کرده بود که میوه آنها ازبرگشان بیشتر بود و یا پیوندهای مختلف روی درختان  (گر چه  اول میخواستم چند تا عکس از آنها بگذارم  ولی با این وضعیت اینترنت در ایران که در دنیا ازآخر هشتم هستیم و من هم اینترنت پر سرعتم فعلا قطع است واقعا گذاشتن همین یکی هم سخت بود اگر هم آپلود نشد تقصیر من نیست تقصیر مخابرات است ) فقط یک چیز به یادم آورد و آن شکر خداوند از ته دل بود .

متاسفانه وضعیت آب و هوا و میوه ها و محصول در پیشبر هرطورهم که باشد بازهم شاهد هستیم که عده ای ناشکری کرده و یکسره غر و نق می زنند .

به این عزیزان فقط بیت زیر را یادآوری می کنم :

شکر نعمت نعمتت افزون کند                  کفر نعمت از کفت بیرون کند

 

 

 

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در شنبه پنجم تیر 1389 و ساعت 17:57 |

نگاهى به پديده   « تجربه نزديك به مرگ «


»مردن، ارزشش را دارد، اگر بر اثر آن، معناى زندگى را بيابيم«.   

                                                                       (تى. اس. اليوت(


مرگ، واقعيتى است غيرقابل انكار! رسيدن به مرگ براى هر موجود، ضرورى‏تر از حيات اوست.

  «همگان طعم مرگ را مى‏چشند»    (سوره عنكبوت، آيه 57)

 

 آدمى از اوّلين روزهاى تاريخ حيات فكرى خويش به تأمل در ماهيت «مرگ» پرداخته و اين كاوش همچنان ادامه دارد.

در اين نوشتار، به »تجربيات نزديك به مرگ » كه برخى افراد مى‏توانند به آنها دست يابند، مى‏پردازيم. آنچه در اين تجربه‏ها روى مى‏دهد، سست شدن ارتباط روح و بدن مادى است. در پى ضعف اين رابطه، روح، آزادى‏اى مى‏يابد و به مشاهداتى نائل مى‏شود كه پيش از آن برايش ميسّر نبوده است. ماوراى مادّه را مى‏بيند و از ناديده‏هايى آگاه مى‏گردد كه تا آن زمان از ديدن آنها محروم و ناتوان بوده است.


مطرح كردن تجربيات نزديك به مرگ، از اين جنبه اهميت دارد كه باعث مى‏شود افراد بسيارى كه مشابه تجربيات مزبور را داشته‏اند، جرات كافى پيدا كنند تا موارد تجربه خود را جدّى گرفته، از زير ضربات جبران‏ناپذير اتهاماتى از قبيل: اختلال حواس، هذيان گويى، توهّم‏زدگى و... نجات يابند و همچنين پيشرفتهايى در اين باره ايجاد كنند؛ زيرا اين گونه تجربه‏ها، دست كم،-- پيام‏آور-- از جهان ديگرند و به صورت هشدار دهنده عمل مى‏كنند.

تجربه نزديك مرگ، چيست؟

در مصاحبه با افراد مختلف در چند كشور، ويژگيهاى مشترك «تجربيات نزديك مرگِ» آنان طبقه‏بندى شده است. بروز يك يا چند تا از اين ويژگيها، معرّف «تجربه نزديك مرگ» است .


1)  احساس مُردن

بسيارى از مردم تشخيص نمى‏دهند كه تجربه ويژه‏اى دارند كه ربطى به مرگ دارد. آنها مى‏بينند از ارتفاعى در بالاى بدنشان به بدن خود نگاه مى‏كنند و يكباره احساس ترس و يا حيرت و سردرگمى مى‏كنند. يك بانوى 65 ساله ساكن شيكاگو پس از ايست قلبى مى‏گفت: «به سختى مى‏توان اين مطلب را توضيح داد. من لحظاتى را احساس كردم كه در آنها ديگر من همسرى براى شوهرم نبودم؛ مادر بچه‏هايم نبودم؛ فرزند پدرم هم نبودم. من فقط و فقط خودم بودم»


2)   آرامش و نبودن درد

زمانى كه روح بيمار در بدن خود است، درد شديدى را احساس مى‏كند؛ امّا هنگامى كه بندها پاره مى‏شوند، احساس كاملاً واقعى از آرامش و تسكين بروز مى‏كند. يك بانو كه پس از تصادف اتومبيل از نظر پزشكى مرده بود، مى‏گفت: «به نظر مى‏آمد رشته‏هايى كه مرا به جهان متصل كرده بودند، گسسته‏اند. از آن به بعد، احساس ترس نداشتم و بدنم را احساس نمى‏كردم و سر و صداهاى پزشكان و پرستاران را مى‏شنيدم كه در اطراف من مشغول كار بودند؛ ولى همه اينها بى‏معنا بودند».


3)  تجربه خروج از بدن

در اين مرحله، فرد احساس مى‏كند كه بالا مى‏رود و از آنجا به بدن خود نگاه مى‏كند. در اغلب افراد، وقتى كه اين امر اتفاق مى‏افتد، آنها احساس مى‏كنند كه نوعى بدن دارند، هرچند كه در بدن فيزيكى (مادّى) خود نيستند. بدن روحانى (قالب مثالى)، داراى شكل و تركيبى غير از بدن فعلى ماست؛ ولى آنان نمى‏توانند شكل آن را توصيف كنند. يك بيمار، پس ازشوك دارويى مى‏گفت: «مى‏توانستم از بالا به كالبدم در پايين نگاه كنم كه روى تخت بيمارستان بودم و پزشكان و پرستاران با عجله به فعاليت مشغول بودند. پس از آن، ناگهان وارد جسمم شدم. خوب به ياد دارم كه پس از اينكه بيدار شدم به پايين تخت نگاه مى‏كردم تا خود را از آنجا پيدا كنم »

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389 و ساعت 14:24 |

سلام  قصد دارم سلسله مطالبی در مورد جهان ماوراء از جمله ارواح ٬ تجربه ها و حالات پس از مرگ و ... را بیان کنم که اولین مطلب در مورد حالت و چگونگی  زمان مرگ از نظر ارواح ازکتاب کلیات علوم روحی است که امیدورام مفید واقع شود.

تا کنون از ارواح زیادی در مورد چگونگی مرگ و حیات پس از آن سوالات بسیاری شده که درصد زیادی از آنان مرگ وزمان مردن و رسیدن به عوامل یا جهان های روحی را با تغیيرات بسیار جزئی به طوری که نتیجه گفتار آنان یکسان بوده شرح داده اند و گفته های یکایک آنان را که از طریق روشهای گوناگون تماس مانند الهامی - حلولی - کتابت یا گردونه دوار ویا به شکل تجسدی و ...بيان كرده اند میتوان چنین جمع بندی نمود:

 بدن بشر به وسیله سیاله های حیاتی به جسم اثیری و روح وصل شده که این سیاله ها ممکن است گاهی تا میلیون ها کیلومتر بدون اینکه از جسم مادی کاملا جدا شوند امتداد یابند.

در زمان قبل ازمرگ طبیعی تعدادی از این سیاله ها به ترتیب ، توان حیاتی خود را از دست می دهند وبتدریج از بدن جدا می شوند و پس از جدایی کامل از جسم به تنپوش متصل و جزئی از آن می گردند و نیروی از دست رفته خود را پس از جذب کامل به جسم اثیری باز می یابند.

پس از جدائی کامل رشته های حیات از بدن از آن زمان است که مرگ کامل فرا می رسد و از این موقع به بعد جسم مادی رو به خرابی و فساد می رود .

لحظه ای که جدایی کامل رشته های نقره ای تنپوش از بدن فرا رسید زمانی است که روح وتنپوش توانسته اند به طور کامل از جسم مادی جدا شوند که در این زمان سلولهای بدن از فعالیت های حیاتی باز می ایستند و کلیه حرکات آن مانند ضربان قلب و کار ریه و ... قطع می شود و بدن نیز سرد می گردد .

گاهی اوقات در زمان مرگ برخی افراد مشاهده می شود که جسم و روح آمادگی جدا شدن از هم را ندارند زیرا در این حالت تمام رشته های نقره ای حیات از بدن پاره نشده اند و در این حالت وابستگی کامل جسم وروح مشخص می شود زیرا آنها نمی خواهند يكديگر را تنها بگذارند و این عمل اغلب منجربه خستگی فراوان روح و جسم در آخرین لحظات زندگی مادی افراد می شود که در چنین شرایطی مشاهده می شود که فردی ساعت و روزها بدون حرکت در بستر افتاده و در حال جان کندن است ولی آثار حیات هنوز در وجودش به چشم می خورد و در نهایت پس از مدتی کلیه اتصالات رشته های نقره ای تن پوش از جسم پاره می شود در این جدا سازی نزدیکان و دوستان وی که درزمان حیات خود با وی دارای تجانس روحی بوده اند و قبل از او به عوامل روحی پیوسته اند به روح آن شخص کمک کرده و با کمک روح راهنما و ... کلیه رشته های حیات را از جسم وی خدا می کنند تا مرگ فرا رسد.

از این زمان به بعد است که کلیه حرکات و اعمال و ظواهر حیات در بشر قطع می شوند و روح شخص از فرط خستگی به جهت زمان طولانی گسیختن رشته های نقره ای حیات ، به آرامش فرو می رود و این حالت را می توان زمان بی خبری ارواح نامید . که البته این زمان کوتاه است ولی در بعضی مواقع دیده می شود که این زمان تا پوسیدگی کامل جسم مادی ادامه می یابد و در چنین حالتی پس از پوسیدگی کامل جسم مادی ، روح آخرین علاقه و کنش های حیات مادی را از جسم جدا کرده و نا گزیر جسم را ترک می نماید .

 بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در یکشنبه دوم خرداد 1389 و ساعت 19:11 |
ولايت عهدي؛ جنگ نرم مأمون عليه امام رضا(ع)
 
تدبيرهاي امام رضا(ع) براي خنثي کردن ترفند ولايت عهدي مامون را به زبان امروز مي توان «اقدام نامتقارن امام(ع) در زمين دشمن (مامون)» به شمار آورد. مي دانيم عنصر مبارزه در زندگي امامان معصوم(ع) يکي از اصلي ترين عناصر به حساب مي آيد و تقابل نرم افزاري آنان با خلفا هم با همين عنصر قابل تحليل و تبيين است. تقابلي که نه از جنس تقابل قدرت طلب ها که از نوع رويارويي حق و باطل، نور و ظلمت و موحدان و طاغوتيان بود. به همين خاطر هنگامي که مامون زمام خلافت را در دست گرفت در چرخشي زيرکانه روند جديدي را در عرصه تقابل در پيش گرفت و با آوردن امام رضا(ع) به مرکز خلافت خود (مرو) و اجبار آن حضرت به پذيرش مقام ولي عهدي، در پي آن بود تا به خيال خويش براي هميشه به اين تقابل خاتمه دهد و جريان امامت را در مکتب خلافت حل و هضم کند. اما تدبيرهاي الهي امام(ع) مامون را در جنگ نرم خود که به هدف استحاله جريان امامت انجام شد، ناکام گذاشت و مکر او را خنثي کرد. اين ناکامي از بصيرت و تدابير الهي امام(ع) نشأت مي گرفت که با اقدامات مختلف خود از آغاز سفر به مرو و طي زمان حضور در دربار مامون، توانست قواعد خود را پياده کند و نگذارد فريب کاري مامون، به اغواي پيروان امام(ع) منجر شود. پذيرش ولايت عهدي با شروطي چون دخالت نکردن در عزل و نصب ها، حرکت براي انجام نماز عيد فطر براساس سنت حقيقي پيامبر و... از جمله تدابير هوشمندانه امام(ع) در دربار مامون بود که در اصطلاح امروز «بازي در زمين دشمن با قواعد خود» ناميده مي شود و به آن «اقدام نامتقارن مثبت» مي گويند و بهترين حالت در جنگ نرم به شمار مي رود. در نوشتار حاضر علاوه بر اشاره به تاريخ سياسي دوره زندگاني امام رضا(ع) ، مسئله ولايت عهدي آن حضرت يعني جنگ نرم مامون بر ضد امام(ع) بررسي شده است. ..

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 و ساعت 17:8 |
جلوه اي کردي و اين خطه خراسانت شد

شهر شهادت و حرم مشکبار دوست
آيت ا...لطف ا...صافي: باز آمدم به توس، به شهر و ديار دوست شهر شهادت و حرم مشکبار دوست شهري که هست قبله عشاق و عارفان شهري که هست مشتهر از اشتهار دوست شهر وفا و طور لقا مشهدرضا دارد شرافت از شرف و اعتبار دوست ز آ ن توس گشته شهره آ فاق کاندرآن گرديده دفن، پيکر پرافتخار دوست مي سوختم ز  آتش سوزان هجر او شکر آن که باز، کرد نصيبم جوار دوست آب حيات و عمر ابد کي برابر است با دولت حضور دمي در کنار دوست امر جهان و نظم امور جهانيان ز امر خدا است در کف با اقتدار دوست صف بسته اند خيل ملائک به احترام در روضه مقدس گردون مدار دوست ما را سخن ز بيش و کم و هست و نيست، نيست بگزيده ايم خط و ره اختيار دوست من کيستم که در ره او جان فدا کنم؟ جانم فداي آن که بود جان نثار دوست جود و گذشت و مردي و ذره پروري رحم و وفا و مهر و کرم هست کار دوست تنها نه خاکسار در دوست گشته ام من خاکسارم آن که بود خاکسار دوست در کفشداري حرم شاه دين رضا من کفشدار آن که بود کفشدار دوست
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 و ساعت 17:2 |
دو سه سالی است که  روحانی معظم آقای باهمت در پیشبر مستقر هستند .مردی که با علم بالا و روضه های گریه خیز و صدای ملکوتی خود حال و هوای معنوی دیگری به انسان می دهد . من این مطلب را به این دلیل نوشتم که هم تشکری از ایشان کرده باشم و هم به بعضی از افراد ناشکر بگویم که قدر ایشان رابدانید و زمانی را به یاد آورید که در ماه محرم هم همیشه در پیشبر شور و اشتیاقی چهت عزاداری بوده کسی نداشتید که حتی روضه ای بخواند و از ایشان هم می خواهم که همانطور که تاکنون راه بزرگان دین را در چشم پوشی از خطا یا احیانا حرفهای نامربوط عده ای خاص و معلوم الحال طی کرده اند ادامه دهند و  همچنین از ایشان جهت حضور در مراسم ۲۸ صفر در مشهد و مستفیض نمودن دوستداران اهل بیت دعوت بعمل می آوریم .

با تشکر

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 20:57 |
بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

عزيزاني كه پاي تلويزيون هستند، زماني بحث را گوش مي‌دهند كه شب اربعين امام حسين است. اربعين سال 1388. من امروز يك نگاهي به بحث‌هايم كردم. 24 سال پيش يكطور گفتم. ده سال بعدش، پنج سال بعدش، به هر اربعيني رسيدم، يك چيزي گفتم. فكر كردم حرف‌ها تكراري نباشد، گفتم امشب چهل تا حديث بخوانم. چون 28 دقيقه وقت داريم. تند تند حديث مي‌خوانم. حديث‌هاي دو كلمه‌اي. و حديث داريم به مناسبت اربعين، هركس اربعين حديث، يعني هركس چهل حديث حفظ كند، و به كار ببندد روز قيامت جزء فقها محشور مي‌شود. چهل تا حديثي كه مورد نياز باشد و به كار بيايد. پس به مناسبت اربعين چهل حديث مي‌خواهم براي شما بخوانم. اگر كسي پاي تلويزيون است مي‌خواهد نوار كند، بنويسد، بنويسد. بعضي از حديث‌ها را مي‌خواهد تابلو كند، تابلو كند. من اينها را انتخاب كردم.
حديث اول: «الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِن‏» (بحار الانوار/ج71/ص268) مؤمن آينه‌ي مؤمن است. آينه عيب را بي‌سرو صدا مي‌گويد. تو هم بي‌سر و صدا بگو. آينه روبرويش مي‌گويد. پشت سر صفحه كوك نمي‌كند. تو هم روبرويش بگو. آينه چون صيقلي است عيب را مي‌گويد. غرض و مرض ندارد. تو هم اگر عيب كسي را مي‌گويي، انتقاد مي‌كني، روي غرض و مرض نباشد.
1- مؤمن در مسجد، همچون ماهي درون آب
......
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در جمعه شانزدهم بهمن 1388 و ساعت 16:22 |
بسم الله الرّحمن الرّحيم
بينندگان عزيز بحث را در اربعين گوش مي‌دهند، مؤمن چند نشانه دارد: يكي از علامات و نشانه‌ها زيارت اربعين امام حسين(عليه السلام) است. در عراق از قديم چنين است كه آن حضرت روزاربعين بيش از روز عاشورا زوار داشته.
خدايا: زيارت با معرفت امام حسين(عليه السلام) را نصيب همه علاقه مندان و ما بفرما.
(السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ َ عَلَيْكُمْ مِنِّي سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِكُمْ السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ علي اولادالحسين وَ علي أَصْحَابِ الْحُسَيْن و رحمة الله و بركاته)بحارالأنوارج98ص292
درباره  زيارت امام حسين زياد شنيده‌ايد ,بحث ما درتفسير دعاي مكارم الاخلاق رسيد تا به اينجا كه امام سجاد(عليه السلام) مي‌فرمايد: (وَ لَا أُظْلَمَنَّ، وَ لَا أَظْلِمَنَّ) الصحيفةالسجاديةص98 نه به كسي ظلم كرده و نه به من ظلم بشود.
انواع ظلم: الف: فرهنگي ب: سياسي ج: اجتماعي د: خانوادگي٬ امام حسين(عليه السلام) شهيد ظلم فرهنگي و سياسي شد.
قرآن مي‌فرمايد:(مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَة)البقره(140)كسي است ظالمتر از كسي كه به چيزهايي كه بايد شهادت بدهد نداد. (أَظْلَمُ)ظالمتر مثل «اعلم »: عالمتر
همان چيزي كه مقام معظم رهبري فرمود: سكوت خواص... ساكت مي‌شوند در مقابل حركتهايي كه غلط فكر مي‌كنند و مي‌نويسند، كه بايد با آنها صحبت و برخورد كرد، پس سكوت نابجا هم خود يك گناهي است
وقتي كه يزيد مي‌شود جانشين پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم)50 سال نسل حكومت زمان پيامبر رفته و جوانهايي كه آمده‌اند يزيد را به جاي آن حضرت ديده و شناخته كه او: ميمون و سگ داشت و عرق مي‌خورد و قمار مي‌كرد و ايمان به وحي نداشت.
يزيد در جبهه بود و خانمي كنارش نشسته به او از اوضاع جبهه گفتند، گفت: وضع من با خانمي كه در كنار من نشسته خوب است. اين شده خليفه  رسول الله و كسي اگر قيام نكرده و افكار خواب رفته  مردم را بيدار نكند سكوت او. . .
گاهي ما فكر مي‌كنيم سكوت نشانه  تقواست، آيه‌اي را معنا مي‌كردم كه همه تفسيرها هم همانطور معنا مي‌كنند ولي اخيراً به معناي تازه‌اي رسيده‌ام.
قرآن مي‌فرمايد:(وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ)المائده(44) كافرند٬ كسي كه قضاوت و داوري نكند به آنچه خدا نازل كرده پس آنها(هُمُ الْفاسِقُونَ)المائده(47) فاسقند، (هُمُ الظَّالِمُونَ)البقره(229) ظالمند٬ تا حالا چنين معنا مي‌كرديم كه كسي قاضي است و به حق حكم نمي‌كند، معناي جديد اينكه عده‌اي شرايط قاضي شدن را دارند و افرادي هم در زندان با پرونده بلا تكليف بوده اينها مي‌گويند مامسؤوليت قضاوت راقبول نمي‌كنيم. اين هم شامل اين آيه مي‌شود.
مثال: چراغ روشن نيست، يك معني اينكه چراغ هست ولي روشن نيست و يك معني چراغي نيست كه روشن باشد.
گاهي بايد انسان خود را عرضه كند كه در فلان مورد من تخصص دارم خواستند استفاده كنند يا نه و براي خودم اتفاق افتاده كه در كاري ديده‌ام من واردتر هستم گفته‌ام نه پست مي‌خواهم و نه پول، نه نام و نه نان ولي در اين كار اطلاعات بيشتري دارم. چون گاهي سكوت گناه است.
ظلم فرهنگي:
حديث: اگرسؤال كردندونمي داني بگو، واگرانحرافي جواب دادي اين ظلم فرهنگي است. روي منبر اگر حرف حسابي نزنيم با اين خرج گران ظلم فرهنگي است همچنين در مداحي. و اگروزنامه‌ها هم چيزي ننويسند كه رشدمردم در آن باشد.
قرآن درباره  ظلم فرهنگي فرموده:(وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّه)البقره(114) ظالمترين كس، آن است كه مانع از آمدن مردم به مسجد شود.
واين گونه ظلم درمسجد از چند طريق است:
الف: روحاني مشكل دارد، منظم نيست، طول مي‌كشد.
 ب: خادم بد اخلاق است.
 ج: هيأت امنا
 د: بهداشت مسجد-فرشها بو مي‌دهد.
 ه: بلندگوي مسجد
 و: هواي مسجد
و هر نوع برنامه‌اي كه مردم را از آمدن باز دارد.
عاشورا بود يكي آمد گفت من مسجد نمي‌روم چون مداح آمده به فلاني و فلاني حمله كرده، اگر فلاني آدم بدي است شكايت به دادگستري ما آمده‌ايم روضه گوش بدهيم. خداوند كمر فلاني را بشكند به اسم، اگر فلاني آدم بدي است مملكت صاحب دارد جاي اين حرفها در مسجد نيست، و يا از فلاني مي‌خواهد نرخ را فلان، اينجا جاي نخود و لوبيانيست. و بازرگاني.
حديث: اگر چيزي گم شود در مسجد اعلام نكنيد.
آقايان يك تاي كفش گم شده «باسمه تعالي » به درك كه گم شده، شما 300 نفر را براي كفش معطل كرده‌اي. بله مي‌شودنوشت و در مسير قرار داد. البته بعضي از مساجد هم موفق است در جذب جوانهاو قرض الحسنه و درمانگاه و زمين ورزش كتابخانه و كامپيوتر و گاهي هم هيچ امكانات ندارد ولي براي اينكه مختصر و مفيد است.
ظلم سياسي:
تبليغاتي كه بر عليه امام حسين(عليه السلام) كرده و تهمت زدند كه خداوند لعنت كند بني اميه راوعذابشان رازيادكندكه پول مي‌دادندبراي جعل حديث دروغين براي علي بن ابي طالب(عليه السلام)ابن ابي الحديد يك عالم سني در كتاب شرح نهج البلاغه‌اش مي‌گويد: معاويه بخشنامه كرد كه درهمه خطبه هابه علي بن ابي طالب(عليه السلام) ناسزاگفتندولعنت كنند. به دشمن هم نبايدظلم كرد.
كه مادرسوگواري براي امام حسين(عليه السلام) كه آب را، كه به دشمن هم آب مي‌دهد. حديث در نهج البلاغه علي(عليه السلام) مي‌فرمايد: به جبهه مي‌رويد براي جنگ:
الف: كار به زنها نداشته باشيد.
ب: كار به پيرزنها و پيرمردها نداشته باشيد.
ج: كار به بچه‌ها نداشته باشيد.
د: آب آشاميدني را مسموم نكنيد.
ه: از دستبرد به باغ و اشجار خودداري كنيد.
و: كسي كه فرار كرده به سوي او تيرانداري نكنيد.
ز: كسي كه كشته شده او را قطعه قطعه نكنيد.
ح: از مالش ندزديد.
جنگ هم اخلاق و شرف دارد، پزشكي هم اخلاق دارد و بازاري و كارمند دولت و روحاني چيزهايي مربوط به همه است مثل فحش ندادن و غيبت نكردن. و هر صنفي هم مربوط به خودش.
قرآن مي‌فرمايد:(وَ قاتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ)البقره(190)بجنگيد و بكشيد و در راه خدا با كساني كه با شما به جنگ درافتاده اند, ولي از حد آن تجاوز نكنيد.
علي(عليه السلام) وصيت فرمودند كه، ابن ملجم به من يك ضربت زده شماهم يكي بزنيد. (فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ)وسائل‏الشيعةج29ص128
ولي ما گاهي يك سيلي مي‌خوريم طرف را از شمال و مغرب او را هدف مي‌گيريم. مجرمي را آوردند براي شلاق زدن، قنبر سه تا اضافه زد، علي(عليه السلام) فهميد قنبر را خواباند و سه تا را به او پس زد.
حديث: اگر مجرمي را مي‌خواهيد شلاق بزنيد فحش ندهيد. حق نداريم به او بگوييم خاك تو سرت، حق توهين نداريم، اين هم اخلاق دارد.
ظلم به خود: در قرآن مرتبه(ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ)النساء(64)ظلم به خويشتن داريم.
كسي كه نماز نمي‌خواند به خودش ظلم مي‌كند، چون حيف نيست كه انسان چند دقيقه با خداي خود حرف نزند. زباني كه از صبح تا به شب با هر كس و ناكس حرف زده دو دقيقه هم با خالق.
مثل آدمي كه به همه آب مي‌دهد ولي خودش نمي‌خورد. انسان چيزي گم مي‌كند به دنبال او مي‌گردد، اگر خود را گم كرديد نبايد به دنبالش بگرديم، استعداد ما كجا مي‌رود، بازي و ورزش خوب است ولي ساعتهاتماشاي ورزش براي گل زدن بلژيك به مكزيك، چه نفعي براي
 بيننده دارد، ورزش براي خود انسان يك ارزش است. مثل اينكه شما پول بشماري ديگري نگاه كند. ما گاهي معدن را كشف كرده ولي خود را كشف نمي‌كنيم كه انسان خليفه  خداوند است، ما استعداد اختراع و ابتكار ورسيدن به مقام امثال بوعلي سينا را داريم. تابستان اگر نمي‌توانيم، از ديگران قرآن آموزي، و خياطي و گلدوزي و شنا راياد بگيريم، كشوري كه هر دو طرفش آب است جوانش مثل آجر در آب فرو مي‌رود، همه بايد شنا بدانيم يادگيري خط و نماز و مقاله، اينها نقصي است كه بايد ازفرصت تابستان استفاده كنيم مثل انساني كه چشم دارد و به هم مي‌گذارد و ازآن استفاده نمي‌كند.
هفته‌اي يك كتاب مطالعه كنيم و شهرهاي گرم مثل اهواز باز از صبح زود تا 9 مي‌شود مطالعه كرد. مراجع ما در نجف درهواي گرم به اين درجات رسيدند. و البته مناطق سرد سير بايد 2 برابر كوشش ک نند مثل همدان و زنجان و آذربايجان شرقي و غربي محصلينش بايد دو برابر مطالعه داشته باشند، اگر استفاده نكنند شكر آن هوا را بجاي نياورده‌اند. واين ظلم به خويشتن است. حوزه  علميه قانع نشود كه تعطيل است هزاران كتاب است كه بايد مطالعه كنم، و علم ما كه بندبه حوزه نيست.
لمعه مي‌خواندم تابستان به روستا رفتم و به اندازه  يك سال و نيم حوزه با چند طلبه درس خواندم، مي‌شود روز خوابيدو شب تا به سحر مطالعه كرد. امروز ديگر انتقال اطلاعات نيست بلكه انفجار اطلاعات است، ديپلم كه سواد نيست ٬ محروم كردن از طيبات ظلم به خويشتن است. شما كه مي‌تواني ازدواج كني نگو بقيه ازدواج نكرده ودهان مابوي شيرمي دهد، اگر خواستگار داري قبول كن، مي گويد مي‌خواهم ليسانس بگيرم. اصل براي شما ازدواج است نه مدرك. فاصله گرفتن از كتب آسماني ظلم به خويشتن است.
 كفران نعمت ظلم به خويشتن است.  دعاي نابجا ظلم به خويشتن است. افرادي كه نفرين مي‌كنند. قرآن مي‌فرمايد:(باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ)سبا(19)
 تفاخر به اموال ظلم به خويشتن است. مؤثر شدن از وسوسه‌هاي شيطان است.
اين نمونه‌هايي از 65 مورد قرآني درباره  ظلم به نفس بود. روز اربعين است، آمدند كربلا امام حسين(عليه السلام) را كشتند براي پول براي فرمانداري ري، تازه به آن دنيا هم نرسيدند و حكم فرمانداري را هم پاره كردند، هم آن حضرت(عليه السلام) را كشتند و هم به دنيا نرسيدند. تمام قاتلين دركربلا با يك مكبتي از دنيا رفتند يكي از آنها حرمله يا خولي را رفتند دستگير كنند فرار كرده رفت در مستراح او را از زيرسبد مثل گربه او گرفتند و كشتند، اين زندگي ننگين شد براي آنها، خيليها با دروغ و خيانت و آبرو ريزي فكر مي‌كنند به جايي مي‌رسند كه نمي‌رسند.
خدايا٬به حق محمدوآل محمد مارادرهرآني به راه مستقيم هدايت كن وازانواع ظلمها ما را حفظ فرما.
والسلام عليكم و رحمة الله و برکاته
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در جمعه شانزدهم بهمن 1388 و ساعت 16:15 |
آیت ا... جوادی آملی:
 انبوه پرونده های قضایی ناشی از عدم شناخت الفبای دین است
 

مشکلات جامعه ما شبهات فلسفی و اصولی و دشواری های کتاب رسائل و کفایه نیست، مشکلات جامعه همین عدم اجرای رساله عملیه در زندگی مردم است باید به گونه ای عمل کنیم که مردم، دین را در رفتار ما ببینند.به گزارش مرکز خبر حوزه، آیت ا... جوادی آملی روز پنج شنبه در درس اخلاق خود گفت: بسیاری از مردم توفیق آمدن به حوزه ودانشگاه را ندارند و با الگو گرفتن از روش و منش روحانیون با دین و اخلاق و معرفت آشنا می شوند.استاد اخلاق حوزه افزود: امروز ۷ تا ۸ میلیون پرونده قضایی در دادگاه ها وجود دارد که ۸۰ درصد آن مربوط به الفبای دین است و پرونده های پیچیده و عمیق بسیار کم است پس باید الفبای دین را به مردم یاد داد.ایشان اضافه کرد: اکثر پرونده ها مربوط به مسائل اخلاقی است، دروغ ها، تهمت ها، خیانت ها، اهانت ها و تجاوزها، همه مربوط به الفبای دین هستندو اگر همین رساله عملیه در کشور اجرا شود، کشور به مدینه فاضله تبدیل می شود.این مفسر قرآن کریم تصریح کردند: اگر عالمان، بزرگان، مدیران و مسئولین جامعه به گونه ای زندگی کنند که رفتار و گفتارشان تقوا را نشان دهد جامعه به جامعه ای متمدن تبدیل می شود.معظم له گفت: سخنرانی و منبر فقط در حل ۵ درصد مشکلات موثر است و باقی آن به عمل و رفتار روحانیت بر می گردد. ایشان تاکید کرد: آنچه باعث می شود به بدیهیات دین عمل نکنیم، بی تقوایی است چون تقوا را نمی بینیم، نمی توانیم خوب عمل کنیم؛ اگر جامعه، جامعه ای با تقوا باشد، زندگی ها راحت خواهد شد و بسیاری از پیچیدگی های جوامع بشری رفع می شود.حضرت آیت ا... جوادی آملی بیان داشت:انسان دنیا زده، اگر چه زرق و برق دنیا را دارد ولی این برق، روشنی چندانی برای پیدا کردن راه ندارد و این فرد هرگز هدایت نخواهد شد چون چراغی که راه را روشن می کند تقوا و عقل است.معظم له اظهار داشت: اگر قرآن و اهل بیت(ع) و روحانیت در این کشور نباشد چراغ هدایت در کشور خاموش می شود البته برخی در این کشور اسلام را قبول نکردند و هنوز قبول ندارند ولی اگر به ایران علاقه مند هستند ولو اسلام را قبول ندارند باید بگویند جمهوری اسلامی چون از جمهوری ایرانی کاری ساخته نیست مگر اینکه به کشور علاقه نداشته و به دین پایبند نباشند.ایشان ادامه داد: این که در رژیم های گذشته ۱۷ شهر را بخشیدیم و گاز و نفت ما را به یغما بردند و ما را نوکر خود کرده بودند، در آن زمان ایران بود، پس دیدید که از جمهوری ایرانی کاری بر نیامد.معظم له گفت: در تمام دوران دفاع مقدس، فرزندان این مرز و بوم با شعار یا حسین یا حسین به جنگ می رفتند و در شب های عملیات هیچ سخنی از «ای ایران مرز پر گوهر نبود!» البته ایران مرز پر گوهر هست و کشور ماست و دوستش داریم، ولی در سایه اسلام، ایران را دوست داریم، اگر ایران می توانست خودش را حفظ کند که قبلا این کار را می کرد، در همه عملیات ها فریاد یا حسین و کربلا بود که ایران را حفظ کرد و اسلام بود که با عنوان عزت و شرف به جوانان ما کشور حفظ شد، چرا باید این حرف جمهوری ایرانی گفته شود؟ باید روحانیون و علما جبران کنند و مسئولیت ما سنگین تر شده است.ایشان تصریح کرد: مردم دین خود را از علما دارند و در این کشور چند میلیونی اگر خوش باور باشیم یک میلیون دینشان را از قرآن و روایات دارند، بقیه دینشان را از روحانیت، مسجد و حسینیه و محراب و محرم و صفر دارند، مسئولیت ها سنگین تر شده است روحانیت باید هوشیار باشد.

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در شنبه دهم بهمن 1388 و ساعت 17:13 |
سلام

بعد از سلام و به دور از تشریفات از همه شما همشهریان عزیز دعوت می شود محفل معنوی ما را با حضور پر شور خود گرم  و به قدوم سبزتان مزین کنید .

این هفته مراسم دعای توسل در  منزل مهندس عسکری واقع در بولوار فلسطین کوچه بین اداره آب و فاضلاب و اتش نشانی برگزار می شود .

حضور شما مایه دلگرمی همه است .

التماس دعا.

 

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در شنبه دهم بهمن 1388 و ساعت 17:2 |
 گزارش شیخ مفید از صبح تا ظهر عاشورا
صفحه 12 انديشه ، شماره سريال 17447 ، تاريخ انتشار 881003
محمد علی ندائی

شیخ مفید(ره) در کتاب «ارشاد» خود گزارش نسبتا جامعی را از روز عاشورا ارائه و وقایع این روز بی نظیر را از صبح تا عصر روایت کرده است.مقتل نگاری سابقه ای دیرینه دارد و از همان سده های اولیه اسلامی آغاز شده است. چنان که نقل شده، اولین مقتل را ابی مخنف نگاشت و واقعه عاشورا را روایت کرد. پس از او مورخان هم توجهی خاص به واقعه عاشورا نشان دادند و این حادثه بزرگ بشری را با تفصیل بیشتری نقل کردند. اما در کنار این نقل تاریخی، جریان مقتل نویسی هم رواج یافت و در ادوار مختلف تاریخ اسلام، مقتل های متعددی از سوی شیعیان و اهل سنت به نگارش در آمد.شیخ مفید که در دوران آل بویه در بغداد می زیسته و به سال ۴۱۳ ه.ق در گذشته است، گزارشی مختصر و جامع از واقعه خونبار عاشورا ارائه و تصویری نسبتا کامل از وقایع روز دهم ترسیم کرده است.او به درستی صحنه رویارویی حق و باطل در قیام عاشورا را به تصویر کشیده و حماسه عزت و عظمت و شجاعت و اخلاص و ایثار و آزادگی امام حسین(ع) و یاران باوفایش را نگاشته است.در مقتل خوانی ها عمدتا به وجه مظلومیت امام حسین(ع) و شقاوت و سنگدلی لشکر یزید تکیه و بر جنبه های عاطفی و خونبار و جگرسوز آن تاکید می شود و جنبه های معرفتی و اخلاقی این حماسه بزرگ بشری کمتر مورد توجه قرار می گیرد، در حالی که رفتار امام حسین(ع) و یارانش در روز عاشورا، تابلوی مجسم فضایل در برابر رفتار ناپاک و ناجوانمردانه لشکر یزید و عمرسعد است. رفتار امام(ع) که صبغه الهی دارد و از روی کمال اخلاص انجام می شود، تجلی حق و تبلور صراط مستقیم در سخت ترین شرایط و نماد یک نبرد آرمان خواهانه و کمال جویانه است.اهمیت عاشورا نه در ظاهر سخت افزارانه که در بعد نرم افزاری آن یعنی حرکت در راه احقاق حق و اصلاح جامعه و مبارزه با کج روی ها و انحراف در دین است.عاشورا نشان داد که امامت و ولایت اولیای الهی تا چه اندازه برای حرکت مستمر در صراط مستقیم ضرورت دارد و آن جا که زاویه انحراف امت به مرحله ای خطرناک برسد، امام(ع) یعنی برترین انسان نیز باید، در راه نجات انسانیت و اعتلای توحید جان خود را فدا کند و جلوی انحراف و سقوط امت را بگیرد. ( ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی).گزارش شیخ مفید از واقعه خونبار عاشورابه چند مقطع تقسیم می شود. مقطع اول، مقطع پیش از آغاز جنگ است. مقطع دوم، آغاز جنگ و نبردهای تک به تک و مقطع سوم، هجوم همه جانبه دشمن به اردوگاه اباعبدا...الحسین(ع) است. اردوی امام حسین (ع) نیز به سه سرفصل قابل تقسیم است. مقطع اول جنگیدن اصحاب امام(ع) که جزو بنی هاشم نیستند، مقطع دوم جنگیدن و شهادت یاران بنی هاشمی امام(ع) و مقطع سوم تنها شدن امام(ع) تا شهادت و سپس هجوم به خیمه گاه اباعبدا... .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت 15:34 |
مديريت امام حسين (ع) در نهضت عاشورا 
محسن قرائتی

 

ماجراى كربلا را حضرت آدم (عليه السلام) خبر داشت، انبياء خبر داشتند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) خبر داشت ماجرايى است كه محور همه مصيبت‏هاست بزرگان و اولياء هر وقت سختى بهشان مى‏آمد مى‏گفتند: درست است كه مشكلات زياد است اما «لا يوم كيومك يا ابا عبداللّه» هيچ روزى مثل روز تو نيست. حركت امام حسين (عليه السلام) را آقايانى كه در دانشگاه مديريت مى‏خوانند حركت امام حسين (عليه السلام) را مى‏شود يك رساله ازش درآورد به نام مديريت كربلا چون همه‏اش از زاويه شهادت بحث شد اصلاً نه چگونه مديريت كرد.


انحراف مسلمانان از خط مستقيم اسلام
ايستادگى امام حسين (عليه السلام) در برابر بيعت با يزيد
حركت امام حسين (عليه السلام) از مدينه به مكه
افشاگرى امام حسين (عليه السلام) عليه يزيد
همراهى امام سجاد و حضرت زينب در كربلا
عشق به شهادت
وفادارى حضرت اباالفضل به امام حسين (عليه السلام)


انحراف مسلمانان از خط مستقيم اسلام
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» الّلهم صل على محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم الهى انطقنى بالهدى و الهمنى التقوى ماجراى كربلا را حضرت آدم (عليه السلام) خبر داشت، انبياء خبر داشتند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) خبر داشت ماجرايى است كه محور همه مصيبت‏هاست بزرگان و اولياء هر وقت سختى بهشان مى‏آمد مى‏گفتند: درست است كه مشكلات زياد است اما «لا يوم كيومك يا ابا عبداللّه» هيچ روزى مثل روز تو نيست. حركت امام حسين (عليه السلام) را آقايانى كه در دانشگاه مديريت مى‏خوانند حركت امام حسين (عليه السلام) را مى‏شود يك رساله ازش درآورد به نام مديريت كربلا چون همه‏اش از زاويه شهادت بحث شد اصلاً نه چگونه مديريت كرد. اين مديريت خيلى مسئله مهمى است كه اصلاً مديريت كربلا را بگوئيم. اجازه بدهيد من امام حسين (عليه السلام) را توى اين چند دقيقه در اين زاويه مطرح كنم؛ خط مستقيمى را اسلام طرح كرد، ماشين را هم پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) ساخت راننده‏اى را هم در غديرخم پشت او نشاند بنام امام على بن ابيطالب (عليه السلام) آمدند در مقابل غدير سقيفه را راه انداختند راننده ديگرى نشاندند و على (عليه السلام) را كنار زدند بعد راننده‏اى و بعد راننده‏اى ديگر جورى شد كه هرچه فاصله با پيامبر (صلى الله عليه و آله وسلم) زيادتر مى‏شد فاصله خطها هم با اسلام زيادتر مى‏شد عين زاويه كه هرچه منحرف‏تر مى‏شود فاصله‏اش با خط اصلى بيشتر مى‏شود دهم هجرى پيامبر (صلى الله عليه و آله وسلم) از دنيا رفت شصتم هجرى يزيد به حكومت رسيد 50 سال فاصله توى اين نيم قرن خيلى انحرافات پيش آمد خيلى، خليفه پيامبر (صلى الله عليه و آله وسلم) شده بود يزيد سگ بغل مى‏كرد، شراب مى‏خورد، عياش بود، اصلاً عقيده نداشت. مى‏گفت: «لا خبر و لا وحى نزل» نه خبرى نه وحيى، منكر همه چيزى. ديگه قصه از سخنرانى گذشته بود. گاهى يه كسى با يك تذكر و تلنگر بيدار مى‏شود و گاهى بايد يه چيزى را منفجر كرد. اميرالمؤمنين (عليه السلام) ديد دارد صحبت مى‏كند در طرف اثر نمى‏كند «فضرب على حرّه» زد توى گوش خودش تا اميرالمؤمنين (عليه السلام) در سخنرانى زد توى گوش خودش، مردم دو زانو نشستند بفرمائيد، چى مى‏فرمائيد، يعنى بعضى وقتها تذكر، خودش را بايد در شرايطى قرار بدهد كه حواس‏ها را متوجه خودش قرار بدهد. كشورهاى اسلامى در اين 50 سال به كجا كشيده شدند؟ پيرمردها كه پيامبر را ديده بودند مرده بودند، نسل نو كه آمده كار پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را نديده بود سيمايى كه بود هِى عوض شد اين بلاد اسلامى است يزيد در شام حالا من روى نقشه را تطبيق نمى‏كنم، فرض حساب مى‏كنيم يزيد در شام به حكومت رسيد نماينده‏اى داشت به تمام نمايندگانش بخشنامه كرد از همه مردم بيعت بگيريد حكومت مرا قبول كنند به نفع يزيد منتهى به فرماندار مدينه نوشت؛ تو خيلى كار به مردم مدينه نداشته باش تو جهت روى شخص امام حسين باشد تو از او بيعت بگير مردم آسان است. امام حسين (عليه السلام) در مسجد پيامبر نشسته بود آمدند گفتند فرماندارى شما را مى‏خواهد امام حسين (عليه السلام) فرمود: معاويه مرده پسرش حكومت را دست مى‏خواهند مرا ببرند فرماندارى بيعت بگيرند به 30 هزار نفر از اين جوان‏هاى حزب اللهى گفت: شما پاسدار شويد دور خانه و كاخ، دارالعمارة مثلاً كاخ كه نبود؛ محل حكومت فرماندارى، اگر از آنجا فرياد كشيدم شما بريزيد تو كه يك بار مرا توى يك اطاق نكشند اگر بناست كشته شوم يه جورى كشته شوم كه رژيم را، از اينجا مديريت شروع مى‏شود 30 نفر جوان مسلح امام حسين (عليه السلام) فرمود مواظب من باشيد. اينجاست كه مى‏پرسند كه در صدر اسلام هم پاسدار بوده؟ بله پاسدار بوده خود امام حسين (عليه السلام) فرمود شما باشيد، چون اگر بناست امام حسين (عليه السلام) از شهادت نمى‏ترسد، از اينكه از شهادتش سوء استفاده نشود. اگر بناست يك لامپى بزنيم چرا در كوچه‏اى بزنيم كه يك خانه داشته باشد توى يك خيابان شلوغ بزنيم كه ميليون‏ها آدم از نورش استفاده كنند خيلى خوب

ايستادگى امام حسين (عليه السلام) در برابر بيعت با يزيد

امام حسين (عليه السلام) رفت فرماندارى گفتند: شما بايد بيعت كنى فرمود كه: من بيعت نمى‏كنم خلاصه بگو، مگو، شلوغ شد، فرماندار هم يه خورده جاخورد تشرى امام حسين (عليه السلام) زد، تو از من به نفع يزيد يه خورده سر و صدا كه بلند شد مثل اينكه ديدند نه مثل اينكه امام حسين (عليه السلام) آماده باش است على اىّ حال گفتند: باشد يكى هم اونجا گفت: بابا بايد بيعت بگيرى امام حسين برود ديگه دستت بهش نمى‏رسد، به هر حال آمد امام حسين نگفته رفت مكه، خوب نگفته رفتن خود يك درس است، مسئله‏اى است. مثلاً حساب كنيد يه مرتبه مردم مى‏بينند كه امام (ره) در جماران نيست. مثلاً مقام معظم رهبرى پيداش نيست يه آدمى كه همه او را مى‏شناسند مى‏بينند نيست اين خودش ايجاد موج مى‏كند. ايجاد موج، حالا سياسى يا مديريتى مى‏خواهيد بگوئيد هرچه مى‏خواهيد تحليل كنيد. نگفته رفت و مردم پاشدند گفتند: امام حسين (عليه السلام) نيست به شما نگفت، گفتند يه خبرى است، آن 30 نفرى كه همراه خود برده بود، آنها گفتند از پريروز هرچه بوده معلوم مى‏شود مى‏خواسته‏اند از امام بيعت اجبارى بگيرند. رها كرده رفته مكه، حالا چرا مكه؟ مكه يك آيه داريم «من دخله كان ءامنا» يعنى هركس داخل مكه شد جانش در امان است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت 15:22 |
در سوگ امام هادی علیه‌السلام:

یک آسمان هدایت

 ندایت در نگاه مهربان، و صداقت در بیان لاهوتی‏اش موج می‏زد و آرامش وجودش حتی آسمان را مجذوب خویش ساخته بود!

هامّا او را به وحشت فرا می‏خواندند؛ کسی که خود «هادی» است.

کسی را که تمام کاینات، تواضعش می‏کنند.

چگونه «شیرها»، اسیر قفس، در مقابلش کُرنش نکنند، که هدایت و آزادی تمام موجودات عالم، به وجود مبارک اوست!؟

بگذار متکبّرین مست از باده خودخواهی، علّت حسادت را ارادت جلوه دهند! بگذار نامردمانِ بدون «توکّل»، هر چه می‏خواهند، بیاندیشند!

ارتفاع بال‏های سیاهِ هیچ کلاغی نخواهد توانست از پرتو خورشید بکاهد!

اصل، مسیر هدایت است که امن است!

اصل، کهکشان قبله‏نماست که نورانی است!

اصل، چلچراغ ولایت علوی است که پرتوافشان است!

بگذار «خلیفه‏گاه‏ها» و دارالخلافه‏ها، پر از «یاوه بازار» شکّ و خُرافه باشد! آنان که هدایتشان مقدّر شده، راهنمایی و هدایت خواهند شد.

وجود «امامت» در زمین که همان «حجّت» الهی است، مثل بارش باران است؛ هر کس به کمال ذاتی خود، فیض می‏برد! هرکس به قدر معرفت، خوشه چین رحمتش می‏شود!...

... آن روز، غمی سنگین بر دل «سامرّا» نشسته بود و غربت و تنهایی خانه، از حادثه‏ای تلخ خبر می‏داد؛ انگار تمام ثانیه‏ها را اندوهی ژرف فراگرفته است.

با تأثیر لحظه به لحظه «سمّ» بر تن مولا علیه‏السلام ، آثار غریبانه‏ترین عروج زودرس، از چهره نورانی‏اش می‏تراوید؛ غریبانه‏تر از تنهایی «بقیع»! غریبانه‏تر از غربتِ «توس»!

تنها دست‏های مهربان فرزندش ـ امام حسن عسگری علیه‏السلام ـ بود و تنی تب‏دار، که مثل شمعی نیمه‏جان، در حال پیوستن به آسمانی از نور و تجلّی بود.

گویی دلش هوای دیدار پدر داشت؛ عطر «کاظمین» از نگاه محزونش می‏تراوید و به لحظه‏های شهادت او می‏اندیشید! و اینک، غربتش شبیه پدر، شهادتش شبیه شهادت پدر و تنهایی و دوری‏اش از مدینه، درست مثل لحظه‏های شهادت پدر بود.

آه که چقدر جانکاه است، اندیشیدن به زندگی و شهادت تو؛ مولاجان! با آن مراقبت‏های شدید و دون طبعی‏های «متوکل و معتزّ»!

مولاجان!

یا علی بن محمّد النقی علیه‏السلام ؛ اَشْهَدُ اَنّکَ کَلِمَةُ التَّقوی وَ بابُ الهُدی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَ الْحُجَّةُ عَلی مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّری»

سلام بر لحظه‏های غریبانه‏ات که سرشار از هدایت و رحمت بود!

سلام بر وسعت اندیشه‏هایت که مثل کهکشان قبله‏نما، هادی گم کردگان راه است!

سلام بر صداقت نگاهت که دوست و دشمن را مجذوب خویش می‏کرد!

سلام بر لحظه لحظه زندگی‏ات؛ تا شهادت!

و سلام بر شهادتت! که لحظه‏ای تلخ در تاریخ و داغی همیشگی بر دل‏های مؤمن است! امید که دست مولایی‏ات، در همه حال، دستگیرمان در دنیا و شفاعتت، روسپیدمان در روز جزا گرداند. ان شاءاللّه‏

منبع :خبر آنلاين

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 14:20 |
سلام

بنام ایزد دادار

همانطوری که خود شما دوستان عزیز شاید در جریان باشید هم چنان به لطف ایزد منان جلسات معنوی دعای توسط در مشهد برقرار است و دوستان اعضای هیئت لطف دارند و شرکت می کنند و از انجایی که قصد نداشتم با فرمت قبلی جلسه دعا اطلاع رسانی شود این مقدمه را نوشتم .

حالا به استحضار می رسانم این هفته سه شنبه شما می توانید برای حضور در این مراسم معنوی به آدرس شریعتی ۷۰ حیابان نرگس نرگس ۴/۱ (طبقه بالای منزل هادی آقای اسماعیلی) مراجعه کنید .

ببخشید وقت ام تمام شد دسگه نمی تونم بنویسم ...

تابعد خدانگهدار

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 و ساعت 20:41 |
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.

***********

اس ام اس روز مادر
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. روزت مبارک مادر خوبم !

 

اس ام اس روز مادر
در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دارم .... مادر عزیزم روزت مبارک

اس ام اس روز مادر
ميلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و هفته ي بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت ميگوئيم .

اس ام اس روز مادر
مادر اي معني ايثار تو گل باغ خدايي
توي روزگار غربت با غم دل آشنايي
مينويسم ازسرخط مادر اي معني بودن
مينويسم تا هميشه توئي لايق ستودن

اس ام اس روز مادر
    *;%'*
  *%;;%'*
 *;%*;%'*.
*;*;%;*%*,
      )i(
     (   )
مادرجون این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات !
اس ام اس روز مادر
مادر:
کاشکی می شد بهت بگم؛
چقدر صدات و دوست دارم
لالایی هات و دوست دارم؛
بغض صدات و دوست دارم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 16:32 |

بسم الله الرحمن الرحیم

همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .     سوره مبارکه کوثر   آیه 2-1

خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستي ورزد با من دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است.            پیامبر اکرم (ص)

حضرت فاطمه زهرا (س) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت ، در مکه بدنیا آمد ، ایشان وارث صفات بارز مادر گرامیشان خدیجه بود . در بخشش و بلند نظری وحسن تربیت وارث مادر بزرگوارش ودر سجایای ملکوتی وارث پدر بزرگوارش بود.

*فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س)

حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول  می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی  است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه  حکومتی  خود می داند .

فاطمه (س) در اندیشه امام خمینی رحمه الله علیه

حضرت امام خمینی (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در اهداف والای اسلام واهل بیت(ع) سپری نموده است. هم زمانی میلاد امام خمینی و میلاد فاطمه زهرا(س) بر اهمیت این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخی از پیام ها و سخنرانی های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، که تبیین همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است.

اینک سخنان حضرت امام را تحت عناوینی چند ، به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 15:55 |
ما پیشنهاد میکنیم که همه در پای صندوقهای رای حضور یابید وبه کاندیدی رای بدین که کشور رو از لبه پرتگاه نجات بدهد.همین
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 17:26 |
ماه ربیع الاول سومین ماه از ماههای قمری و از ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت ، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیهاسلام، آغاز امامت امام مهدی علیه السلام، عیدالزهرا و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است.
همچنین غزوه بنی نضیر در سال 4 قمری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، ، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل سیصد هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.

منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 70؛ مفاتیح الجنان، ص 534

+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:36 |

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیشبریهای مقیم مشهد در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 0:10 |